
اشڪشو در نیار با اشڪاش از چشماش میوفتے ازش فاصلهـ نگیر اگهـ سرد شهـ دیگهـ درست نمیشهـ باهــاش قهــر نڪن بے تو بودن رو یاد میگیرهـ تهــدیدش نڪن دعواش نڪن میرهـ پشتهـ یڪے دیگهـ قایم میشهــ! اون آدم پناهــش میشهـ اگهـ دوستش دارے ... هــمونجورے ڪهـ هــست دوستش داشتهـ باش سعے نڪن عوضش ڪنے اگهـ دوستش دارے ... اشتباهــاتشو بهـ روش نیار ... آدم جایز و الخطاست اگهـ دوستش دارے ... تو اوج بدے هــا و تلخے هــا و سختے هــا ... از آغوشت بیرونش نڪن بذار یاد بگیرهـ دنیاش و زندگیش هــمون آغوشیهـ ڪهـ توشهـ ... نذار برهـ جاے دیگهـ ازدست تو گریهـ ڪ...
ادامه مطلب